Array سایت خبری راهبردی سلام - چرا به مير حسين موسوي راي مي‌دهم
رو در رو
وبلاگ
نظام جمهوری اسلامی در سال 1392 کماکان نظام جمهوری اسلامی است. یک نگاه منصفانه و واقع بینانه به توانایی ها و پتانسیل های اپوزسیون که هدف خود را براندازی رژیم سیاسی مستقر تعریف کرده است در کنار توانایی ها و پتانسیل های نظام برای حفظ خود، نشان می دهد که انتظار براندازی سیستم بر اثر یک عمل رادیکال انقلابی هیچ چیز بیش از یک توهم شیرین از ذهنی متوهم و اتوپیازده نیست.

 حمله نظامی و تکرار تجربه افغانستان و عراق نیز فارغ از اینکه دورنمایی از آن وجود داشته باشد یا نه، اساسا موضوع بحث نیست.

در بیهودگی تز تحریم انتخابات هم همین بس که تئوریسین های آن در جنبش 60 میلیون امضا و خروج از حاکمیت، هم اکنون بدون پاسخگویی درباره عملکرد گذشته خود که به هر حال یکی از دلایل شکل دهی وضعیت کنونی است، به اردوگاه فردی پیوسته اند که نماد شرکت در انتخابات تحت هر شرایط ممکن و ورود به حاکمیت است.

در چنین شرایطی است که شرکت تمام قد در انتخابات و حمایت از کاندیدایی که لااقل بخشی از مطالبات و دیدگاه های من را نمایندگی می کند، تنها گزینه ممکن و از قضا واقع بینانه ترین گزینه برای برون رفت از شرایط فعلی است.

در شرایطی که در یک طرف رقابت، رئیس دولت مستقر قرار دارد که ابایی از استفاده از انواع و اقسام امکانات مالی و رسانه ای کشور به نفع خود ندارد، رای ندادن به رقیب او تنها به معنای رای دادن به خود اوست. به عبارت روشن کسی که در این انتخابات به یکی از دو کاندیدای اصلاح طلب موجود رای ندهد، تفاوتی با کسی که به احمدی نژاد رای می دهد، ندارد.

نباید فراموش کرد اقتدارگرایی زمانی خود را تثبیت می کند که نمایندگان آن در نظام سیاسی مستقر موفق به تثبیت خود شوند. ادامه ریاست جمهوری احمدی نژاد از این جهت که او و روش هایش را برای حداقل چهار سال آینده تضمین می کند، چکی سفید امضا به رئیس دولت برای اجرایی کردن هرآنچه در چهار سال گذشته نتوانست یا نخواست انجام دهد، به حساب می آید.

از این منظر، رای دادن به هرکدام از رقبای اصلاح طلب احمدی نژاد علاوه بر آنکه مخالفت با روند پی گرفته شده توسط دولت نهم و اقتدارگرایان در چهار سال گذشته است، یک نه بزرگ به اقتدارگرایی و تثبیت آن محسوب می شود.

2 ) واقعیت این است که به شخصه تفاوت چندانی در دیدگاه ها و مواضع میرحسین موسوی با مهدی کروبی نمی بینم. هر دوی این افراد در موضع گیری های متعدد و مختلفی که تاکنون داشته اند، با اندکی تفاوت دغدغه های شخصی من را که بیشتر در حوزه آزادی های سیاسی، مدنی و اجتماعی، حقوق بشر و نیز محیط زیست هستند، پاسخگو بوده اند.

در این میان حتی شاید بشود نمره بالاتر را به کروبی داد که با هیجان (و نه الزاما شفافیت) بیشتری، به طرح مطالبات آوانگارد در این حوزه ها می پردازد.

اما واقعیت این است که عنصری که در قول و عمل میرحسین موسوی وجود دارد و نقطه تمایز او با دیگر کاندیدای اصلاح طلب به شمار می آید، صداقت اوست. صداقتی که آن را در میرحسین بسیار بی ریا و خالص یافته ام.

میرحسین به معنای واقعی کلمه همین است که هست. او برخلاف دیگران که این روزها برای جلب یک رای بیشتر دست و پا می زنند و هرآنچه به آن اعتقاد ندارند و تاکنون مخالفش عمل کرده اند را به عنوان وعده های انتخاباتی خود مطرح می کنند، آنچه را بدان اعتقاد دارد و درست می داند، بیان می کند و از بابت تاثیر آن بر آرایش هم نگرانی به دل راه نمی دهد.

او هم زمان هم مدرن ترین بیانیه درباره آزادی مطبوعات را صادر می کند و هم از بسیج دفاع می کند. هم منشور حقوق بشرش مطابق با استانداردهای جهان شمول حقوق بشر است و هم اعتقادش به آنچه اصول اسلام ناب محمدی می خواند را به صراحت بیان می کند.

صداقت متاع کمیاب بازار سیاست ایران است و موسوی چنین متاعی را در این آشفته بازار به عرضه گذاشته است.

 

ارسال نظرات